ادم های هزار چهره

عبـــرت های عــاشــورایی 
♥•٠·˙
در کوفه آدمى داشتیم به نام "شبث ابن ربعى" که فرمانده پیاده نظام ابن سعد در کربلا بود که برخى هم او را "شیث" خوانده اند، که خیلى تیپ جالبى دارد و نماد آدم هایى است که ایدئولوژى شان را مثل لباسشان عوض می کنند،
【┘◄ آدم هاى سازشکار ، بى اصول، بوقلمون ، بى تقوى یا بی شعور که این تیپ آدم ها همیشه و در هر دوره اى هستند. 】

در سفینة البحار نقل میکند که این آقا از پولدار هاى کوفه بود، 
• قبل از اینکه مسلمان بشود، یک خانمى ادعاى نبوت کرد، به آن خانم ایمان آورد و شد مؤذن او، 
• بعدا مسلمان شد ، 
• بعد سر خلافت حضرت امیر جزء کسانى بود که آمد و با امیر المؤمنین بیعت کرد و آمد در حکومت على، 
• بعد که جریان خوارج پیش آمد، جزء خوارج شد و با على(ع) درگیر شد، 
• بعد که مردم با امام حسن بیعت کردند، آمد با امام حسن بیعت کرد و طرف ایشان را گرفت، 
• بعد که حکومت امام حسن سقوط کرد، شبث شد جزء افسران معاویه، 
• بعد در کوفه جزء کسانى بود که نامه نوشتند به امام حسین که آقا! بیایید قیام کنید و رهبر ما باشید تا علیه یزید اقدام کنیم، 

حالا امام حسین به حرف اینها گوش کرده اند و آمده اند به سمت کوفه، 
همین آدم یکمرتبه می بیند هوا پس شد و جو سیاسى کوفه یکمرتبه عوض شد و شایعات و جنگ روانى و حکومت نظامى شد ، با خودش گفت من از شهر فرار کنم بروم بیرون تا در این درگیرى نباشم، طرف حسین اگر باشم که کشته می شوم، طرف اینها هم اگر باشم ، دستم به خون پسر پیغمبر آلوده می شود، بروم یک جایى گم و گور شوم،

ابن زیاد آدم زرنگى بود و دستور داد این تیپ آدم ها و بزرگان را که رفته بودند در باغ هایشان مخفى شده بودند ، گوششان را بگیرند بیاورند و در کربلا فرمانده شان کنند، یعنى من نمی گذارم که این وسط دست منِ ابن زیاد، به خون حسین آلوده شود و اینها همه پاک بمانند، 

• شبث شد فرمانده یکى از پیاده نظام هاى ابن سعد، 
• بعد که سیدالشهداء شهید شدند و اینها حمله کردند به حرم پیغمبر و زن ها و بچه ها ، این آدم دلش می سوزد و با شمر درگیرى لفظى پیدا میکند، 
• بعد میاید در کوفه چند مسجد می سازد به پاس خوابیدن فتنه حسین به علت نذرى که کرده بوده بابت خوابیدن فتنه حسین و حفظ حکومت یزید، 
• بعد مختار قیام می کند علیه یزید و ابن زیاد، شبث به مختار میپیوندد، توبه میکند از کارهایش و جزء فرماندهان قیام مختار میشود، 
• بعد "مصعب ابن زبیر" برادر عبدالله میاید و مختار را می کشد و این میشود فرمانده پلیس مصعب بن زبیر در کوفه.... 

【این تیپ آدمها در همه انقلابها بوده اند و هستند.】

منبع

/ 0 نظر / 54 بازدید